حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
488
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
سبب : وسائطى است بين خلق و حق . سالك همواره بايد به مسبب توجه كند و اسباب را مظاهر ذات بداند . ستر : پوشش ، حجاب ، پرده ، آنچه انسان را از حق محجوب گرداند كه عبارت از عادات و رسوم و تعلقات خاطر باشد . هرچه مانع فنا و نابودى بنده گردد . هرچه بنده را از فانى ساختن صفات باز دارد . ستر اقصى : قرامى كثيف كه ميان سدرة المنتهى است . سحاب : ابر و سحاب كنايه از فيوضات الهى است منجر به باران معارف و علوم بر دلهاى سالكان . سحاب متراكم سحاب حجب سحر : كارهايى كه از روى تردستى انجام دهند . افسونگرى ، افسون ، جادو . آنچه در آن جذابيت و فريبندگى خاص باشد . سخن فصيح و بليغ . هنرى حيرتانگيز كه از راه حيله و نيرنگ حاصل نشده باشد . سحق : كوبيدن ، كوفتن ، نرم كردن ؛ بيخودى بنده در مقابل قهاريت پروردگار است . سخط : غضب ، قهر ، ناخشنودى ، كراهت ، اعراض و روى گردانيدن از حق است . سدرة المنتهى : دكتر شريعتى مىگويد : سدر از جغرافيايى عربستان گرفته شده است و چقدر هم عالى . درخت سدر ، در كوههاى عربستان نقش زيادى دارد ، چون در آنجا درخت نيست ، كوير است . همانطور كه درخت تاق و گز نيز در كوير ما يك تجسم و يك مظهر است . در سرزمين عربستان و فلسطين نيز « سدر » چنين وضعى دارد . غالبا مردم آنجا چوپان بودند و در گفتگو باهم ، وقتى يكى مىپرسيد كه : گوسفندان تو در كوه ابوقبيس كجاست ؟ ديگرى جواب مىداد : در سدر اول . و هنگامى كه دومى مىپرسيد : تو كجا رفتى و گوسفندهاى تو كجاست ؟ مىگفت : در سدر دوم و چون از پائين تا بالاى كوه فقط چهار يا پنج درخت سدر ، آن هم در بعضى از پيچها هست ، بنابراين درختهاى سدر آدرس است . و سدرة المنتهى ، يعنى جايى كه ديگر از آن بلندتر نيست . - تا سدر آخر